ولی خب از توانایی های ما ایرانی هاست که در طول عید اشتها و البته اشتیاق مان برای مهمانی و دید و بازدید از آدم های تکراری و البته مهم ترین قسمتش یعنی خوردن افزایش می یابد.
مهمانان ما علاقه به چشیدن تمام غذاهای سفره دارند و همه را از قورمه و قیمه و خورشت بادمجان و جوجه کباب و کباب و کتلت و حلیم و.... دوست دارند(البته علت اصلی اش دست پخت خوب مامان من است
) برخی غذاها را با دفت نحوه پختش را سوال می کنند، آنها تنوع غذایی زیادی ندارند و عمده غذایشان گوشت است یعنی حبوبات و سبزیجات نقش پررنگی در سفره شان ندارد.مهمانان ما از مدل های لباس و کیف و کفش و مانتوها در مغازه ها استقبال کردند و به علت پائین بودن قیمت ها نسبت به کشورشان(قیمت ها با دلار سنجیده می شود) مشتاق جارو کردن کل مغازه ها هستند
تا حدی با آداب سلام و احوال پرسی و تعارف ما کنار آمده اند. ولی برایشان جالب است که دنبال کلمه سلام چندین عبارت مانند: چطوری ؟خوبی؟ خوشی؟ سلامتی ؟خوش میگذره؟ قطار می شود.
که انها از این سرعت در شگفتند.نکته تعجب بر انگیز دیگر برایشان رنگ کردن موهای خانوم هاست.برایشان جای سوال است که وقتی کسی چشمان درشت مشکی و ابروهای کمانی کشیده دارد چه لزومی دارد موهایش را بلوند و زرد و رنگ های ناهمگون کند و زیبایی و ملاحت چهره اش را زیر لایه ای از رنگ پنهان کند؟
)قرار است برای دوستان ایرانی ام کنسرو فالوده و کباب!! برم.مهمانان ما در کشورشان برف ندارند و بسیار مشتاق بودند که برف را ببینند ولی خب آفتاب بهاری آثار زمستان را پاک کرده است و ما برای دیدن برف قصد سفر به مناطق سردسیر کشور را داریم امید است که سقیدی برق را در آنجا زیارت نمائیم.
امیدوارم برای همه سال خوب و پر از شادی و سلامتی و آرامش باشد.
به جای عکس هم این دفعه مطلبی از یک سایت ایرانی دارم:
آیا می دانستید که گاهی به هم می رسیم و می گوییم ۱۲۰ سال زنده باشی یعنی چه و از کجا آمده؟ برای چه نمی گوییم ۱۵۰ یا ۱۰۰ سال یا …
در ایران قدیم، سال کبیسه را به این صورت محاسبه می کردند که به جای اینکه هر ۴ سال یک روز اضافه کنند و آن سال را سال کبیسه بنامند (تقویم فعلی که بنام تقویم جلالی نامیده می شوند حاصل زحمات خیام و سایر دانشمندان قرن پنجم هجری است) هر ۱۲۰ سال یک ماه را جشن می گرفتند و کل ایران این جشن برپا بود و برای این که بعضی ها ممکن بود یک بار این جشن را ببینند و عمرشان جواب نمی داد تا این جشن ها را دوباره ببینند (و بعضی ها هم این جشن را نمی دیدند) به همین دلیل دیدن این جشن را به عنوان بزرگترین آرزو برای یکدیگر خواستار بودند و هر کسی برای طرف مقابل آرزو می کرد تا آنقدر زنده باشی که این جشن باشکوه را ببینی و این به صورت یک تعارف و سنتی بی نهایت زیبا درآمد که وقتی به هم می رسیدند بگویند ۱۲۰ سال زنده باشی.
منبع : مجله اینترنتی گونش
