X
تبلیغات
رایتل

زیتون

والتین و الزیتون(تقدیم به حبیبه ویاسمن)
چهارشنبه 18 دی‌ماه سال 1392

pH خون افراد سالم متعادل است(اسیدی یعنی خوراکی سرد و قلیائی یعنی خوراکی گرم که حرارت داخلی بدن را بالا میبرد)

سیده زهره طباطبائی


pH خون افراد سالم متعادل است


مواد غذایی مصرف شده در هنگام گوارش، مواد بازی یا اسیدی تولید می‌کنند. بدن انسان برای داشتن عملکرد خوب و پیشگیری از بیماری‌ها و به خصوص پیری پوست به pH ثابتی در حدود 7 نیاز دارد.

نتایج پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد زمانی که کمتر غذا می‌خوریم احتمال ابتلا

به بیماری‌های مربوط به افزایش سن مثل بیماری‌های قلبی عروقی، دیابت و بیماری آلزایمر کاهش می‌یابد

تأثیر اسیدی شدن pH خون این است که بدن مواد معدنی را از استخوان ها بیرون می‌کشد تا سطح اسیدیته ی خون را پایین بیاورد. این حالت زمانی پیش می‌آید که گوشت قرمز، قند و غلات تصفیه شده‌ی زیادی بخورید و سبزیجات و میوه‌ها سهم اندکی در رژیم غذایی‌تان داشته باشد. برای همین سعی کنید در هر وعده غذایی نسبت مواد غذایی قلیایی به مواد غذایی اسیدی را 70 به 30 تنظیم کنید؛ یعنی 70 درصد مواد غذایی قلیایی مثل سبزیجات و میوه های تازه و 30 درصد مواد غذایی اسیدی مثل گوشت، تخم مرغ، پنیر، نان، آرد، پاستا، مواد غذایی صنعتی. توصیه می‌کنیم مواد غذایی اسیدی را با مواد غذایی به اصطلاح «جبرانی» مصرف کنید مثلاً گوشت را با سبزیجات، پاستاها را با گوجه فرنگی و پنیر را با انجیر خشک میل کنید.


منبع:تبیان




Alkalinizing Foods
Photo Credit Brand X Pictures/Brand X Pictures/Getty Images

Read more: http://www.livestrong.com/article/506100-alkalinizing-foods/#ixzz1zILaGRk5



اسیدی شدن PH خون علل گوناگونی دارد:

1- استرس هیجانی. استرس و تنش اسیدیته خون را افزایش میدهد.

2- رژیم غذایی اسیدی کننده خون.

3-تجمع مواد سمی.

4-واکنش سیستم ایمنی بدن.


***

بدن برای جبران PH اسیدی از املاح معدنی قلیایی استفاده میکند. چنانچه رژیم غذایی حاوی مواد معدنی کافی برای جبران نباشد،  تجمع اسید در سلولهای بدن و یا آزادسازی مواد معدنی استخوانها را در پی خواهد داشت.

البته بیش از حد قلیایی شدن خون نیز برای بدن مضر میباشد و باید سعی شود تا تعادل اسید و باز بدن با مصرف رژیم غذایی مطلوب حفظ گردد. از آنجایی که بدن در محیط اندکی قلیایی تر بهترین کارایی را داراست بنابراین باید بیشتر از غذاهایی که پس از گوارش یافتن تولید باز میکنند استفاده شود. میزان اسیدی و قلیایی بودن مواد غذایی پس از گوارش آنها تغییر می یابد. مثلا پرتغال که یک میوه بسیار اسیدی ست پس از متابولیزه شدن ادرار را قلیایی میکند.







هنگامی که اسیدیته خون و مایعات بدن از حد معمول افزایش می یابند مشکلات بسیاری را در بلند مدت برای فرد پدید می آورد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1- پیری زود رس.

2-آسیب به سیستم قلبی-عروقی-افزایش تصلب شرایین.

3- افزایش وزن، چاقی و دیابت.

4-سنگ کلیه و نارساییهای کلیوی و مثانه ای.

5-کاهش عملکرد سیستم ایمنی بدن.

6-افزایش آسیبهای رادیکالهای آزاد خون.

7-پوکی استخوان.

8- درد مفاصل، آرتروز، درد عضلات و تجمع اسید لاکتیک.

9-خستگی مزمن-سردرد-سر گیجه-ترش کردن(رفلکس معده)-گاستریت معده-کاهش انرژی.

10-افزایش ترشحات مخاطی.

11-افزایش تنش واسترس-بی خوابی.

12-خشکی پوست ومو-ناخنهای شکننده.
 
13-کاهش توانایی بدن در جذب مواد معدنی و دیگر مواد مغذی.


***

توصیه ها:


*میوه‌ها، سبزیجات,بادام و آب میوه‌های طبیعی غنی از منابع باز هستند. مخصوصاً میوه‌های خشک نظیر کشمش سیاه. انجیر ,رازیانه و کلم سبز هم از بهترین نمونه‌ها می‌باشند.


 * انجام ورزش منظم به وسیله تسریع در عملکرد تنفسی و سیستم گردش خون باعث کاهش اسیدیته بدن شده و در تنظیم اسیدیته نقش موثری دارد. بهترین ورزش‌ها، پیاده‌روی، دو و دوچرخه‌سواری است.

ورزش و مراقبه به کاهش استرس کمک می کند.ایروبیک ,یوگا و تای چی بهترین ورزشها هستند.


* آب زیاد بنوشید. هر روز حدود 6 تا 8 لیوان آب بنوشید که 1 تا 2 فنجان آن می‌تواند چای گیاهی یا میوه‌ای باشد.

*با طولانی کردن مدت جویدن غلات میتوانید از خاصیت اسید سازی آنها بکاهید. (هر لقمه را 40 بار بجوید).



pH strip


http://www.trans4mind.com/nutrition/pH.html


مطالعه بیشتر:

http://feelandlookgoodnow.com/healthy-blood-ph-levels/



پی نوشت:

اشتباهات رژیم های لاغری از نگاه طب اسلامی، ایرانی


پ.ن:

دوستان عزیز با پوزش فراوان مدتی کوتاه وبلاگ به روز نمی شود.

شاد و تندرست باشید.

دوشنبه 16 دی‌ماه سال 1392

اگر وضو داریم جای آمپول را آب بکشیم کفایت میکند نیاز به وضوی مجدد نیست

http://gholamalirajaee.blogfa.com/post/662/%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%88%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-

این مطلب تکان دهنده را دیروز در فیس بوک دیدم . این مطلب  در تاریخ 30 فروزدین امسال در وبلاگ  اقای آشنانوشته شده است .ظاهرا نویسنده یا صاحب ماجرا علیرضا حجت نبا نام دارد که آقای آشنا در بالای مطلب خود از ایشان تشکر کرده است. داستان آموزنده است. اگر چه سوالاتی را به ذهن متبادر می کند که چرا این شیخ از خودش در برابر مردمی که سالها به او اقتدا می کرده اند و فرزندانش که آنها را بزرگ کرده است حتی حاضر نشده یک کلمه از خود دفاع کند و لاجرم آنها را در اشتباهشان محکمتر کرده است و...
واقعیت همین است که ما مثلا حزب اللهی ها! دراین عرصه خوب عمل نمی کنیم.عملا فکر می کنیم هرچه را می بینیم و می گوییم حق مطلق است و اینقدر خود رادرموضع مان محق می دانیم که گاه برای دیگران فرصتی برای پاسخگویی باقی نمی گذاریم.فکر می کنیم چون مثلا مسجد می رویم لابد از دیگران بهتریم ومی توانیم در باره آنان هر قضاوتی رابکنیم ولی اینگونه نیست.
مطلب آقای آشنا را در وبلاگ فرهنگ وارتباطات ببینید:
حدود 20 سال پیش منزل ما خیابان 17 شهریور بود و ما برای نماز خواندن و مراسم عزاداری و جشنهای مذهبی به مسجدی که نزدیک منزلمان بود می رفتیم پیش نماز مسجد حاج آقایی بود بنام شیخ هادی که امور مسجد از قبیل نماز جماعت ، مراسم شبهای قدر ، نماز عید و جشن نیمه شعبان را برگزار می کرد اگر کسی می خواست دخترش را شوهر بدهد و یا برای پسرش زن بگیرد با شیخ هادی مشورت می کرد و در آخرهم شیخ خطبه عقد را جاری میکرد ، اگر کسی در محله فوت میکرد شیخ هادی برای او نماز میت می خواند و کارهای بسیاردیگر ...

یک روز من برای خواندن نماز مغرب و عشاء راهی مسجد شدم و برای گرفتن وضو به طبقه
> پائین که وضوخانه در آنجا واقع بود رفتم ، منتظر خالی شدن دستشویی بودم که در این حین، در یکی از دستشوییها باز شد و شیخ هادی از آن بیرون آمد با هم سلام و علیک کردیم و شیخ بدون اینکه وضو بگیرد دستشویی را ترک کرد.

من که بسیار تعجب کرده بودم به دنبال شیخ راهی شدم که ببینم کجا وضو می¬گیرد و با کمال شگفتی دیدم شیخ هادی بدون گرفتن وضو وارد محراب شد و یکسره بعد از خواندن اذان و اقامه نماز را شروع کرد و مردم هم به شیخ اقتداء کردند من که کاملا گیج شده بودم سریعا به حاج علی که سالهای زیادی با هم همسایه بودیم گفتم حاجی شیخ هادی وضو ندارد ، خودم دیدم از دستشویی اومد بیرون ولی وضو نگرفت. حاج علی که به من اعتماد کامل داشت با تعجب گفت خیلی خوب !!! فرادا می خوانم .

این ماجرا بین متدینین پیچید ، من و دوستانم برای رضای خدا، همه را از وضو نداشتن شیخ هادی آگاه کردیم و مامومین کم کم از دور شیخ متفرّق شدند تا جائیکه بعد از چند روز خانواده او هم فهمیدند. زن شیخ قهر کرد و به خانه پدرش رفت ، بچه های شیخ هم برای این آبروریزی ، پدر را ترک کردند .
دیگر همه جا صحبت از مشکوک بودن شیخ هادی بود آیا اصلا مسلمان است ؟ آیا جاسوس است ؟ و آیا ...
شیخ بعد از مدتی محله ی ما را ترک کرد و دیگر خبری از او نبود ... ، ما هم بهمراه دوستان و متدینین خوشحال از این پیروزی ، در پوست خود نمی گنجیدیم ، بعد از مدتی از حوزه علمیه یک طلبه ی جوان فرستادند و اوضاع به حالت عادی برگشت .

بعد از دوسال از این ماجرا، من به اتفاق همسرم به عمره مشرف شدیم در مکه بخاطر آب و هوای آلوده بیمار شدم. بعد از بازگشت به پزشک مراجعه کردم و دکتر پس از معاینه مقداری قرص و آمپول برایم تجویز کرد . روز بعد وقتی می خواستم برای نماز به مسجد بروم تصمیم گرفتم قبل از آن به درمانگاه بروم و آمپول بزنم ،پس از تزریق به مسجد رفتم و چون هنوز وقت اذان نشده بود وارد دستشویی شدم تا جای آمپول را آب بکشم. درحال خارج شدن از دستشویی، ناگهان به یاد شیخ هادی افتادم !!! چشمانم سیاهی می رفت، همه چیز دور سرم شروع به چرخیدن کرد انگار دنیا را روی سرم خراب کردند. نکند آن بیچاره هم می خواسته جای آمپول را آب بکشد .!؟!؟ نکند ؟! ؟! نکند ؟! ؟!

دیگر نفهمیدم چه شد. به خانه برگشتم تا صبح خوابم نبرد و به شیخ هادی فکر میکردم که چگونه من نادان و دوستان و متدینین نادان تر از خودم ندانسته و با قصد قربت آبرویش را بردیم .. خانواده اش را نابود کردیم و ...

از فردا، سراسیمه پرس و جو را شروع کردم تا شیخ هادی را پیدا کنم. به پیش حاج ابراهیم رفتم به او گفتم برای کار مهمی دنبال شیخ هادی میگردم او گفت : شیخ دوستی در بازار حضرت عبدالعظیم داشت و گاه گاهی به دیدنش میرفت اسمش هم حاج احمد بود و به عطاری مشغول بود. پس از خداحافظی با حاج احمد یکراست به بازار شاه عبدالعظیم رفتم و سراغ عطاری حاج احمد را گرفتم. خوشبختانه توانستم از کسبه آدرسش را پیدا کنم بعد چند دقیقه جستجو پیر مردی با صفا را یافتم که پشت پیشخوان نشسته و قرآن می خواند سلام کردم جواب سلام را با مهربانی داد و گفتم ببخشید من دنبال شیخ هادی میگردم ظاهرا از دوستان شماست ، شما او را می شناسید ؟

پیرمرد سری تکان داد و گفت دو سال پیش شیخ هادی در حالیکه بسیار ناراحت و دلگیر بود و خیلی هم شکسته شده بود پیش من آمد ، من تا آن زمان شیخ را در این حال ندیده بودم. بسیار تعجب کردم وعلتش را ازپرسیدم او در جواب گفت: من برای آب کشیدن جای آمپول به دستشویی رفته بودم که متدینین بدون اینکه از خودم بپرسند به من تهمت زدند که وضو نگرفته نماز خوانده ام ،خلاصه حاج احمد آبرویم را بردند ، خانواده ام را نابود کردند و آبرویی برایم در این شهر نگذاشتند ودیگر نمی توانم در این شهر بمانم ، فقط شما شاهد باش که با من چه کردند. بعد از این جملات گفت : قصد دارد این شهر را ترک گفته و به عراق سفر کند که در جوار حرم امیرالمومنین (ع) مجاور گردد تا بقیه عمرش را سپری کند من هم هرکاری کردم که مانعش شوم نشد. او گفت دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم ،او رفت و از آن روز به بعد دیگر خبری از او ندارم ...

ناگهان بغضم سرباز کرد و اشکهایم جاری شد که خدای من این چه غلطی بود که من مرتکب شدم ای کاش آن موقع کور می شدم و این جنایت را نمی کردم ای کاش حاج علی آن موقع بجای گوش دادن به حرفم توی گوشم میزد ای کاش ای کاش ... و این ای کاش ها که بیچاره ام میکرد .
الان حدود 20 سال است که از این ماجرا می گذرد و هر کس به نجف مشرف میشود من سراغ شیخ هادی را از او میگیرم ولی افسوس که هیچ خبری از شیخ هادی مظلوم نیست.
دوستان ، ما هر روز چقدر آبروی دیگران را می بریم؟ ! زندگی ها را نابود می کنیم؟ !
بخاطر خدا چه ظلم هایی که نمی کنیم؟ ! بخاطر خدا دعایم کنید آیا خدا از گناهم میگذرد ؟ چه خاکی باید به سرم بریزم ؟.... ای کاش و ای کاش ....
منقول از وبلاگ نی نوا
دوشنبه 16 دی‌ماه سال 1392

اصول موفقیت

اصل ؟ریشه

اصل اول:هدف داشتن

اصل دوم : برنامه داشتن برای رسیدن به هدف

اصل سوم :الگوداشتن

اصل چهارم : پشتکار

اصل پنجم : کلیدهای طلائی موفقیت را بکارگرفتن مثلا هرروز قرآن خواندن - وضوداشتن- تسبیحات حضرت زهرا را معکوس 34سبحان الله 33الحمدلله 33الله اکبر گفتن وبه هدف رسیدن وشاد شدن وبهشت خوشروئی ونشاط را کسب کردن

چهارشنبه 4 دی‌ماه سال 1392

تکنیک های موفقیت

سه‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1392

انقلاب و رنسانس بزرگ در درمان بیماریهاى بشر ،غذا در مقابل سم

اولین گروه فارغ التحصیلی فوق تخصص غذادرمانی،انقلاب و رنسانس بزرگ در درمان بیماریهاى بشر !غذا در مقابل سم

منبع : 

khorsand.org


امروز اولین گروه فارغ التحصیلی رشته « فوق تخصص غذادرمانی » بر مبنای « سیستم خوددرمانی دنسروخ بدن » پس از حدود 30 ماه تحصیل و پژوهش، مدرک خودرا دریافت نمودندو مفتخر به عنوان « پژوهشگر غذادرمانی » بر مبنای « سیستم دنسروخ » بدن شدند ونیز به عضویت « کانون بین المللی پژوهشگران غذادرمانی - مرکز هلند » پــذیــرفته شدند.
از این جهت فارغ التحصیلان این رشته را عنوان « پژوهشگر »  میدهیم لازم است تا آخر عمر در دنیای بی کران « غذا» تحقیق و پژوهش کنند و بر دانش علم « غذادرمانی » بیفزایند؛ با اینکه این رشته ابداعی پرفسورخورسند، یک رشته علمی نوپا میباشد که بسرعت، اثرات شفا بخش آن در جهان گسترده است و هزاران نفر بیمار صعب العلاج و نوامید، و منتظر مرگ را شفا داده و خانواده های زیادی را شادمان ساخته، و هجوم هزاران هزار بیمار برای درمان خود به این روش را فراهم نموده است که میبایست بسرعت صدها و بلکه هزاران، نیروی کاردان را، در این رشته تربیت نمود و به نجات مردم بیمارایران و جهان، بسیج ساخت زیرا این رشته جدید « غذادرمانی » ما، هفت ملیارد مردم جهان را مخاطب دارد و کافیست نتیجه این راه را، تبلیغ کنیم و ملیونها خواستار را متوجه کار خود سازیم. پروفسور خورسند، به مطالعه تغذیه تمام مخلوقات از ابتدای خلقت تا به امروز و بویژه سیر تغذیه و نیز سیر بیماریهای نوع بشر در قرون مختلف پرداخت و پژوهش نمود وپژوهشگران و تحصیلکردگان این رشته هم میبایست تا آخرعمر مدام پژوهش کرد و نتایج اثر بخش انرا بر بیماریها کلاسه بندی کرد و تحقیق نمود بر دانستنی ها و علم این رشته « غذادرمانی » افزود.
 فلسفه کاری این روش غذادرمانی ، در مقابله با روش دارو درمانی میباشـد
دوشنبه 2 دی‌ماه سال 1392

(داغ زنده ها)رهاشدگی عاطفی که بدتر از داغ مرگ عزیزی است

http://zendegiirani.persianblog.ir/post/3330/ 

 

"داغ زنده سخت تر از داغ مرده است"

این اصطلاح در روان شناسی امروز با عنوان رها شدگی عاطفی اطلاق می شود. رهاشدگی عاطفی یعنی ایجاد خلا  یا حتی گسست جدی در ارتباط عاطفی فرد.............


 

سوتفاهم در روابط عاطفی

 

نمی دانم تا به حال این اصطلاح را شنیده اید که:

"داغ زنده سخت تر از داغ مرده است"

این اصطلاح در روان شناسی امروز با عنوان رها شدگی عاطفی اطلاق می شود. رهاشدگی عاطفی یعنی ایجاد خلا  یا حتی گسست جدی در ارتباط عاطفی فرد با افراد مهم زندگی وی.

همانطور که انسانها در برابر داغدیدگی یا همان از دست دادن عزیزان خود واکنشهای عاطفی جدی از خود نشان داده و حتی تا مرز افسردگی هم پیش رفته و گاه تا مدتهای طولانی با آن درگیر می شوند، از دست دادن زندگان یعنی قطع ارتباط عاطفی با اطرافیان نزدیک نیز چیزی کم از داغدیدگی ندارد.

مثل والدینی که مورد بی توجهی فرزندان قرار می گیرند، کودکانی که در خانه دیده نمی شوند، نوجوانانی که محبت دریافت نمی کنند، زن یا مردی که با بی توجهی یا حتی خیانت همسرش مواجه می شود و ....

البته خیلی از مردم نمی دانند که آنها از نظر عاطفی دچار مشکل شده و در حال تجربه رهاشدگی عاطفی هستند. آنها ممکن است احساس ناشادی و حتی افسردگی کنند
بدون آنکه بتوانند انگشت روی علت این احساس بگذارند. البته اکثر مردم رها شدگی عاطفی را مقوله ای ظاهری در نظر می گیرند و تصور می کنند که حتما باید یک دوستی کلا از بین برود، رابطه والدین و فرزندان کلا قطع شود و یا زن و شوهر از هم جدا شوند و یا اینکه مرگی اتفاق بیفتد تا رها شدگی عاطفی معنا یابد. شاید خیلی از افراد نتوانند تشخیص دهند که از دست دادن نزدیکی فیزیکی (جسمانی) به علت مرگ، طلاق و بیماری گاهی اوقات نوعی رها شدن یا ترک شدن احساسی تلقی می شود. اما در اصل ترک شدن احساسی هیچ ربطی به قرابت و نزدیکی ندارد. ممکن است این موضوع درست موقعی که
کسی کنار شما و در حال زندگی با  شما است، اتفاق بیفتد (زمانی که نمی توانید ارتباط برقرار کنید و خواسته های احساسی شما در ارتباطات و رابطه شما برآورده نمی
شود).

خواسته‌های احساسی (عاطفی)

اغلب، مردم از خواسته ها و نیازهای عاطفی (احساسی) خود آگاهی ندارند و تنها احساس می کنند که چیزی را گم کرده اند یا چیزی را از دست داده اند.

بقه طور طبیعی افراد در روابط نزدیک خود نیازهای عاطفی بسیاری دارند این نیازها عبارتند از: شنیده شدن و درک شدن، پرورش و تربیت شدن، قدر دانی شدن، باارزش بودن، پذیرفته شدن، نیاز به مهر و عاطفه و محبت، نیاز به عشق و دوست داشته شدن، نیاز یه همراهی و یاری و مصاحبت. لذا چنانچه کشمکش و تعارض شدید، سوء استفاده و یا خیانت زناشویی وجود داشته باشد این خواسته ها و نیازها برآورده نشده و
نارضایتی ایجاد می شود. گاهی اوقات خیانت های زناشویی نشات گرفته  از رها شدن عاطفی در رابطه زوجین با یکدیگر است. به علاوه چنانچه یکی از زوجین معتاد، خسیس، وابسته به والدین، افراط گر در کار و ... باشد دیگری ممکن است احساس نادیده گرفته شدن بکند زیرا مواد مخدر، پول، والدین، کار و ...
اولویت اول همسر می شود و توجه طرف مقابل را صرف خود کرده و از توجه و حضور او می کاهد.

وقتی که زوجین فاقد برنامه خواب، کار یا فعالیت و علاقمندی مشترک باشند یک یا هر دوی آنها ممکن است احساس رهاشدگی کنند ...

دلایل یا عوامل رها شدن عاطفی

دوران کودکی اول: رهاشدگی
عاطفی در دوران کودکی می تواند به این علت باشد که مادر نتوانسته است از لحاظ عاطفی خودش را به فرزندش نزدیک کند. این رفتار مادرها گاهی اوقات ناشی از استرس و گاهی
نیز به دلیل این است که او در حال تکرار تجربیات کودکی خودش است. برای رشد عاطفی کودک مهم است که مادرش خودش را با خواسته ها و احساسات کودکش هماهنگ و منطبق کند و
آنها را منعکس کند. ممکن است او (مادر) پرمشغله و سرد باشد و یا قادر به همراهی با موفقیت ها و نگرانی های عاطفی فرزندش نباشد. در این صورت کار او ختم به تنهایی، پس
زدگی و در نهایت رهاشدگی عاطفی گردد. در نقطه مقابل آن، پدر و مادرانی هستند که توجه افراطی به یک کودک بکنند ولی به نیازها و خواسته های واقعی کودک توجه نکنند و خود را با آنها منطبق نسازند. در این صورت خواسته های کودک برآورده و ارضا نمی شوند که این خود شکلی از انواع رهاشدگی است.

 

دوران کودکی دوم: همچنین احساس رهاشدگی عاطفی، در سال های بعد نیز ممکن است اتفاق بیفتد؛ درست زمانی که کودک زیاد نکوهش می شود، دایما کنترل می شود، نامهربانانه با او رفتار می شود و یا مکررا این پیغام  به او داده می شود که او یا تجربیاتش قابل اهمیت نبوده و یا حتی غلط هستند، زمینه برای رشد رهاشدگی عاطفی مهیا می شود. بچه ها بسیارآسیب پذیرند و زیاد طول نمی کشد که یک کودک احساس صدمه و آزردگی و یا رها شدگی کند.

همچنین این احساس می تواند زمانی که یک پدر و مادر به فرزند شان اعتماد و اطمینان ندارند و یا زمانی که توقعات نامتناسب با سن کودک از او دارند اتفاق بیفتد. در اینگونه موارد کودک باید احساسات و خواسته های خودش را نادیده بگیرد تا خواسته های بزرگسالان را برآورده کند.

زندگی مشترک: حتی در
پیوندهای سالم دوره هایی (چند روز و یا حتی چند ماه) از رها شدن عاطفی امکان دارد ایجاد شود که البته ممکن است عمدا و یا ناآگاهانه باشد.
علت این
امر می تواند موضوعاتی باشد مانند: بیماری، برنامه کاری فشرده و دارای تداخل با جنبه های دیگر، فقدان علاقمندی های مشترک و گذراندن وقت با هم، فقدان تعامل و ارتباط سالم با هم، رنجش ها و ناراحتی های برطرف نشده، ترس و پرهیز از ابراز تمایل و .........

وقتی که زوجین فاقد برنامه خواب، کار یا فعالیت و علاقمندی مشترک باشند یک یا هر دوی آنها ممکن است احساس رهاشدگی کنند.

لذا برای حفظ طراوت و حیات رابطه تان لازم است که تلاش کنید زمانی را صرف صحبت کردن با هم درباره تجربیات و احساسات و تمایلات تان نسبت به هم کنید.
مضرتر از این مسئله، الگوی تعامل ناسالمی است که در آن یکی یا هر دو زوجین آزادانه حرفهایشان را با هم در میان نمی گذارند، با احترام بهم گوش نمی دهند و با علاقمندی
به هم جواب نمی دهند. اگر حس می کنید که نادیده گرفته شده اید و یا همسرتان درک درستی از آنچه که به او می گویید ندارد این احتمال هست که ناگهان دست از حرف زدن با هم بکشید و در ادامه دیوارهای مابین شما شروع به پیدایش کنند و
خود را به لحاظ احساسی مجرد و تنها تصور کنید.
از جمله علایم این ا
مر می تواند این باشد که بیشتر از آنچه که با همسرتان خوش باشید و لذت ببرید، با دوستانتان حرف می زنید، تمام وقت تان را به فرزندان یا کار اختصاص می دهید و یا به
رابطه جنسی و گذراندن اوقات مشترک بی میل شوید.

وقتی که احساس ها و به ویژه خشم و صدمات خود
را نتوانید بیان کنید، رنجش و ناراحتی به راحتی میان زوجین به وجود می آید. وقتی که این مشکلات عمیق تر شوند ممکن است به لحاظ عاطفی خود را عقب بکشید و یا با سرزنش و
تذکرات رمق گیر به همسر تان هجوم بیاورید. اگر احساساتی دارید که نتوانسته اید آنها را منتقل کنید و در عوض معتقدید که همسرتان باید آنها را حدس بزند و یا آنها را برآورده سازد در واقع در حال سوق دادن خود  سوی ناامیدی و رنجش هستید. زمانی که شما یا همسرتان از ابراز علاقه و تمایل بترسید ممکن است عقب نشینی کنید، دیوار و حایل میانتان ایجاد کنید و یا دایما با یکدیگر دچار تعارضات جدی شوید.

البته در این دست شرایط مشاوره زناشویی بسیار می تواند موثر باشد. در مشاوره زوجین قادر خواهند بود درباره آرزوها و خواسته هایشان حرف بزنند که این امر آنها را بهم نزدیک تر می کند...

( تعداد کل: 36 )
صفحه قبلی    1       2       3       4