X
تبلیغات
رایتل

زیتون

والتین و الزیتون(تقدیم به حبیبه ویاسمن)
پنج‌شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1392

رحمت خدا شامل حال مصافحه کنندگان و لعنت خداشامل حال بنگ کشان است

حلیه(زینت) المتقین ؛ علامه محمد باقر مجلسی ؛ قسمتی از فصل دوم : روایتی در فضیلت مصافحه  

در حدیثی از اسحق صرّاف منقول است که : من در کوفه بودم و شیعیان بسیار به نزد من می آمدند . من از شهرت ترسیدم . به غلام خود امر نمودم که ، هر کس سراغ مرا خواهد ، بگو : اینجا نیست .  

در آن سال به حج رفتم و وقتی به خدمت حضرت صادق علیه السلام رفتم ، آن حضرت را از خودم متغیر یافتم .  

گفتم : فدایت شوم ! چه باعث تغییر شما شده است ؟  

فرمود آنچه باعث تغیّر تو از مومنان شده است .  

گفتم : فدایت شوم ! از شهرت ترسیدم . خدا می داند که چه قدر ایشان را دوست می دارم .  

حضرت فرمود : ای اسحق ! از بسیار آمدن برادران مومن برای دیدن تو ملال نشان نده که وقتی مومن با برادر مومن خود برمی خورد و به او مرحبا می گوید ، خدا تا قیامت برای او مرحبا می نویسد .  

وقتی با او مصافحه می کند ، حق تعالی میان ایشان صد رحمت می فرستد ، که نود و نه تای آنها برای کسی است که دیگری را بیشتر دوست می دارد .  

حق تعالی روی رحمت را به سوی ایشان می گرداند و هر یک که دیگری را بیشتر دوست دارد ، روی رحمت به سوی او بیشتر است .[دقت کنیم لعنت یعنی دوری ازخدا ولی رحمت یعنی محبوب خدا شدن وتقرب به خدا مثلا پیغمبرفرموده کسی که بنگ بکشد از زناکار ورباخوار و...به خدا دورتر است ]  

وقتی دست در گردن اندازند، رحمت ایشان را فرو می گیرد .  

اگر برای خدا با یکدیگر بایستند و غرض دنیوی نداشته باشند ، به ایشان خطاب می رسد که آمرزیده شدید ، عمل را از سر بگیرید .  

وقتی از یکدیگر احوال می گیرند و سخن گویند ، ملائکه به یکدیگر می گویند : دور شوید ! می خواهند با هم احوال گیرند، که خدا بر ایشان پوشانیده است .  

اسحق گفت : پس حرفی که می گوییم ملائکه نمی نویسند ؟  

حضرت آهی بلند کشیدند و آنقدر گریستند که آب دیده ی مبارک ایشان بر روی محاسن شان روان شد و فرمودند : ای اسحق ! حق تعالی ملائکه را امر فرموده که وقتی دو مومن با یکدیگر ملاقات می کنند ، از آنها برای تعظیم ایشان دور شوید .  

اگر چه ملائک نمی نویسند ، اما خداوندی که بر احوال ایشان مطلع است آنچه در سینه ها پنهان است در نزد او آشکار است ، می داند چه می گویند .  

پس ای اسحق ! از خدا بترس چنان که گویی او را می بینی .  

اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند و اگر گمان می کنی که او تو را نمی بیند ، همانا کافر شده ای .  

اگر می دانی که او تو را می بیند و گناهان را از مخلوقین پنهان و نزد او هویدا می کنی ، او را از همه کس کمتر شمرده ای .

نظرات (12)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 12:22 ق.ظ
+ محجوبه
یا رحیم
سلام بر شما
واقعا روایت تکان دهنده ایست ! همیشه تصور ما 180درجه با حساب های خدا در زندگی متفاوت است .
همیشه گمان می کنیم چون مشهوریم و دیگران دوستمان دارند ، خیلی برتریم در نزد حق نیز اما این روایت می گوید آنها که ما را دوست دارند بیشتر دستشان پر است .

اما خط آخر نیز به همچنین !
راستی لطفا قسمت دوم عنوان را توضیح بدید چه ربطی به مطلب داره . ممنون
ممنون از توجه های همیشگی شما
رستگار باشید
اللهم عجل لولیک الفرج
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تعرف الاشیاء‌ به اضدادها
هرچیزی با ضدش شناخته میشه
امام صادق فرمود نگذاشتند شرک را بشناسند که حادثه کربلا رخ داد
همش ازتوحیدحرف میزدند ؛
اگرلعنت رانشناسیم حرف از رحمت زدن بی اثراست
جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 06:53 ق.ظ
+ مژگان امینی
چه جالب !حالا که همه کم حوصله شده اند و از هم فرار می کنند!
امتیاز: 0 0
جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 12:05 ب.ظ
+ لیلی
سلام
ممنون
خیلی پست مفیدی بود
امتیاز: 0 0
جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 01:45 ب.ظ
+ raha

پیامبر اکرم (ص):

خوشا چهره اى که خداوند به آن مى‏نگرد در حالى که از ترس خدا بر گناهى که کرده مى‏گرید و جز او کسى از آن گناه آگاه نیست .

امتیاز: 0 0
جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 02:03 ب.ظ
+ رها
می گویند روزی پیامبر اکرم صلی الله شیطان را کنار کعبه دید که خیلی ناراحت

ورنگ پریده هست از او پرسیدچه چیزی تو را ناراحت کرده است وشیطان جواب داد

چند خصلت در مسلمانان وجود دارد که مرا خیلی ناراحت می کند و پیامبر صلی الله پرسیدند

آن خصلت ها چیست؟

شیطان جواب داد:

اول این که ، هرگاه به یک دیگر می رسند سلام می کنند، و سلام یکی از نام های خداوند است . پس هر که سلام کند حق تعالی او را از هر بلا و رنجی دور می کند. و هر که جواب سلام دهد، خداوند متعال رحمت خود را شامل حال او می گرداند.

دوم این که ، وقتی با هم ملاقات کنند به هم دست می دهند. و آن را چندان ثواب است که هنوز دست از یک دیگر برنداشته حق تعالی هر دو را رحمت می کند.

سوم ، وقت غذا خوردن و شروع کارها بسم الله می گویند و مرا از خوردن آن طعام و شرکت در آن دور می کنند.

چهارم ، هر وقت سخن می گویند: ان شاءالله بر زبان می آورند و به قضای خداوند راضی می شوند و من نمی توانم کار آنها را از هم بپاشم ، آنان رنج و رحمت مرا ضایع می کنند.

پنجم ، از صبح تا شام تلاش می کنم تا اینان را به معصیت بکشانم . باز چون شام می شود، توبه می کنند و زحمات مرا از بین می برند و خداوند به این وسیله گناهان آنان را می آمرزد.

ششم ، از همه این ها مهم تر این است که وقتی نام تو را می شنوند با صدای بلند صلوات می فرستند و من چون صواب صلوات را می دانم ، از ناراحتی فرار می کنم ؛ زیرا طاقت دیدن ثواب آن را ندارم .

هفتم : ایشان وقتی اهل بیت تو را می بینند، به ایشان مهر می ورزند و این بهترین اعمال است . پس حضرت روی به اصحاب کرده و فرمودند: هر کس ‍ یکی از این خصلت ها را داشته باشد از اهل بهشت است.
امتیاز: 0 0
جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 02:29 ب.ظ
+ ترانه
سوختـن درعـشقـت را به ما بـیـامـوز، تا فـردا در دوزخ نـسوزیـم .
سلامی از عمق جانم به عمق جانت
من ماهی ام و تـو آب را می مانی
بردیده ی خسته ، خواب را می مانی
روزی که تمام واژه ها بی رنگ اند
تــو معـنی شـعر نـاب را می مانی
امتیاز: 0 0
جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 06:55 ب.ظ
+ یاسمن
مردی ؟؟
هر چقدر مغرور!
هرچقدر صادق!
هر چقدر ساده!
هرچقدر جذاب!
هر چقدر مکار!
درست...
اما گاهی برای فتح یک وجب از جغرافیای زن باید به زانو بیفتی ...
امتیاز: 0 0
شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 05:52 ب.ظ
+ بهار
بالاخره حکمت " آی سی یو " رو در بیمارستان دریافتم !

جمله ای حکیمانه از جناب عزراییل خطاب به بیمار : "I See You"

امتیاز: 0 0
شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 09:54 ب.ظ
+ عمو علی
سلام علیکم

[گل][گل][گل]


کسی مسیر خدا را به من نشان بدهد/
دل سیاه مرا دست آسمان بدهد/
درون پیله سردرگمی اسیرم.آه/
کسی برای پریدن به من توان بدهد...[گل][گل][گل]

امتیاز: 0 0
یکشنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 05:22 ب.ظ
+ زهرا
سلام
ممنون
امتیاز: 0 0
دوشنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 08:44 ق.ظ
+ رها
من به سیبی خشنودم

و به بوییدن یک بوته ی بابونه

من به یک آیینه یک بستگی پاک قناعت دارم

من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد

و نمی خندم اگر فلسفه ای ماه را نصف کند

من صدای پر بلدرچین را می شناسم

ماه در خواب بیابان چیست؟
سهراب سپهری
امتیاز: 0 0
دوشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 03:18 ب.ظ
+ مداد های آبی من

خیلی تامل بر انگیز بود.
امتیاز: 0 0