X
تبلیغات
رایتل

زیتون

والتین و الزیتون(تقدیم به حبیبه ویاسمن)
چهارشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1391

کم خونی مادران پلیدترین پدیده عالم است

 

این پستم واقعا اتفاق افتاده دوست دارم بعد از خوندن نظرتون رو بدونم البته نه به خاطر دریافت کامنت دلم میخواد بدونم شما هم با من هم عقیده اید یا نه.
از وقتی که یادمه همیشه گفتن "بهشت زیر پای مادران است". اما به نظر من بعضی از مادرها رو باید دار زد! میپرسید چرا؟! چون:

1. بعد از ظهر یه روز تابستونی یه خانم که تازه بچه دار شده بوده و طبقه سوم یه آپارتمان زندگی میکرده با نوزادش میره که توی بالکن خونه اش یه کم بخوابه. بعد که بیدار میشه میبینه بچه اش نیست. میره طبقه پایین و از خواهر شوهرش میپرسه که آرمان پیشه توئه؟ اونم میگه نه. بعد که خیلی دنبالش میگردن میبینن که یه رد خون توی راه پله جا مونده. حدس میزنین چی شده؟! وقتی خانم خواب بوده یه گربه میاد و گلوی بچه بیچاره رو میگیره و با خودش میبردش و این مادر نمونه اصلا متوجه نمیشه!!!!!!!!!!!
2. با دوستم از اتوبوس پیاده شدم دیدم یه پسر بچه حدودا 6 ساله سرش رو کرده توی شمشادهای کنار خیابونو داره گریه میکنه. ازش پرسیدم چی شده؟ مامانتو گم کردی؟ گفت: نه! بابامو گم کردم! گفتم میخوای بریم پیداش کنیم؟ سرش رو تکون داد. هر جا که گفت بردیمش. نشوندمش روی پله های یه مجتمع تجاری جوری که تو دید باشه. با نشونیهایی که ازش گرفتیم دوستم رفت تا باباشو پیدا کنه. یه دفعه یه خانمی از وسط خیابون واسش خط و نشون کشید که میکشمت و .... تا رسید بهش جوری بهش سیلی زد که سر بچه چرخید. یه لحظه هنگ کردم قدرت هیچ عکس العملی رو نداشتم. باور کنین اگه من اون سیلی رو خورده بودم صورتم کبود کبود شده بود. گفتم خانم نزندیش گمتون کرده بود ترسیده بود! گفت دفعه سومشه که گم شده! باباش تیکه تیکه اش میکنه! منتظر وایسادم تا بابای عصبانیش رو بیبینم و بفهمم که اون دیگه میخواد باهاش چیکار کنه. اما تا بابائه اومد دستشو گرفت و آروم با خودش بردش!!!! اون وقت فهمیدم که چرا گفت بابامو گم کردم!

3. همسایه مون 4 ماهه حامله بود و بعدا گفت که سقط کرده. یه روز یکی از خانمهای آپارتمان وقتی رفته بود دیش ماهواره اش رو تنظیم کنه دیده بود که یه جنین رو پشت بومه و مورچه ها دارن میخورنش!!!! بعدا فهمیدیم که اون خانم با بی رحمی تمام خودش بچه اش رو سقط میکنه و بعد هم میندازدش توی پشت بوم!!!!

4. چهارمی هم که یه بار با عنوان "بدترین شیفت عمرم" پست کردم.
حالا شما ها قضاوت کنین. اسم اینجور آدما رو باید مادر گذاشت؟!  
 http://norozha.blogfa.com/

سلام یک جواب برای مامای مهربون نوشتم پست امروزش مناسب این است بخونش (پست قبلم)
بطورکلی مادرها براثرکم خونی عاطفه خودراازدست میدهند امروزه هم غذاهای فریزشده وسردی جات سبب شده زنان دوبرابرمردان افسرده وتمایل به دیگر ازاری وخودازاری داشته باشند سه برابرمردان کمبود تیروئید داشته باشند دوبرابرمردان سندرم روده تحریک پذیرداشته باشند کم خونی وکمبود کلسیم وکمبود ویتامین ب سبب رفتارهای نامناسب مردان وبخصوص زنان است
سعی کن شبی 5بادم بخور کلسمش شب جذب میشه
روزهم 2قاشق شیره انگور خون ساز عالی است که هیچ موقع کم خونی نداشته باشی انشا’الله
رفیغی روان شناس است میگه 1200بچه درتهران ظرف یک سال توسط مادرهاشون با اتو سوزانده شده دربیمارستان مداوا شده اند !!یک مادرسه سال قبل سردوقلوهایش را به هم کوفت درجا مردند(چادرش را قیچی کرده بودند20000هزارتومان)کم خونی پلید ترین پدیده عالم است بعداز آن تصورکنم آلودگی صوتی باشدکه چین به پوست می اندازد ومچاله میکند مردان نجاربیشترمبتلا به این پدیده اند

نظرات (14)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
چهارشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 11:46 ق.ظ
+ هاله
دلم گرفته

هوای تو کرده

نمی دونم کجا دنبالت بگردم

نمی دونم چه جوری صدات کنم بشنوی

وقتی نیستی من اینجا تنهایی بدون تو میمیرم و نفس ندارم

پس بیا و مال من باش عشقم من طاقت دوری ندارم دیگه بی تو میمیرم....
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 03:27 ب.ظ
+ ستایا
سلام خوبید؟آپم تشریف بیاریدخوشحال میشم

ساده لباس بپوش! ساده راه برو!

اما در برخورد با دیگران ساده نباش!!

زیرا سادگی ات رانشانه میگیرند!

برای درهم شکستن غرورت!!!

حسین پناهی
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 06:48 ب.ظ
+ وبلاگ فداکاران
سلام

من از وقتی باشما اشنا شدم که به همه ی دوستانم توصیه کردم ویتامین ب بخورن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
البته خوراکی های حاوی ویتامین ب
نه مکمل
چهارشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 07:26 ب.ظ
+ سمانه
نمیدونم اگر اونجا بودم چی کار میکردم ولی مطمئنم ساکت نمیموندم !
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 07:31 ب.ظ
+ زهرا
سلام زیبا بود


منم اپم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 10:04 ب.ظ
+ عمو علی
سلام

زندگی زیباست ...

و هر روزش آغازی دوباره برای استفاده از فرصت ها و جبران گذشته..



زندگی زیباست ...

به سادگی و لطافت شبنمی نشسته بر برگی سبز ...

و با اندکی زبری

به زبری حاشیه برگ گل سرخ....[گل][گل][گل]
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 12:14 ب.ظ
+ ترانه
رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیست
بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست
به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست
مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی
زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی
از همه توبه می کنم بلکه تو باورم کنی
قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد
تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد
عذاب می کشم ولی عذاب من گناه نیست
وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست
قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد
تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد
عذاب می کشم ولی عذاب من گناه نیست
وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 12:15 ب.ظ
+ ترانه
واقعا که من روی شما یک جور دیگه حساب می کردم تازه فهمیدم که آدم دو رویی هستی یک روت ماه است یک روت گل است یکی از یکی قشنگتر

امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 12:16 ب.ظ
+ ترانه

میگفتی عاشق بارونی اما وقتی بارون میاد روی سرت چتر میگیری میگفتی عاشق برفی اما طاقت یه گوله برف را نداری میگفتی عاشق پرنده هایی اما به راحتی اونارو تو قفس میکنی. میگفتی عاشق گلهایی اما خیلی راحت اونارو از شاخه جدا میکنی اونوقت انتظار داری نترسم وقتی میگی دوستت دارم

امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 12:16 ب.ظ
+ ترانه

دل خوش ازآنیم که حج میرویم*غافل ازآنیم که کج میرویم*کعبه به دیدارخدامیرویم*اوکه همین جاست کجامیرویم*حج به خداجزبه دل پاک نیست*شستن غم ازدل غمناک نیست *دین که به تسبیح و سر و ریش نیست*هرکه على گفت که درویش نیست*صبح به صبح درپى مکروفریب*شب همه شب گریه و امن یجیب

امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 12:17 ب.ظ
+ ترانه
با دیدگانی تار... می نویسم... برای تو و برای دل! این دل تنگ و تنها... امروز تنهاتر از هر زمان دیگری هستم.....
تو هستی!.... در تار و پود لحظاتم.... اما...
اما..... سهم من از این دنیای رنگی همیشه تنهایی بوده..چشمانم را از من مگیر... بگذار تا جان دارم برای تو بنویسم... برای تو و از تو !.... تویی که مهربانترینی...
خدایا !..........دریاب حال مرا که.... از وصف حالم عاجزم.... و خسته....
دریاب مرا ! این بنده ی سراسر بغض و حسرت را....
صبر !.... صبر را به من هدیه کن!
خدایا !...بگذار دست یابم به هر آنچه که دلم با او آرام میگیرد... و مگذار! تو را قسم به خداییت مگذار گناه کنم....
خدایا! مواظبم باش!مواظب این روح بی قرار و تنهایم باش!
خدای مهربانم ای بی کران نازنین!... عاشقم بر تو و هر آنچه که به من هدیه می کنی!
بهترین ها را به قلب بی قرار و تنهایم هدیه کن... ای قدرتمند بی نهایت کریم.
دوستت دارم ای مهربان... تو را سپاس برای همه ی رحمت هایت...
با من بمان....خدا.... با من که تنها تو نگهدار منی! به تو و محبت و مهر و هدایتت نیازی مبرم و عمیق دارم.
خدایا به تونیاز دارم واز اعماق وجودم تو را صدا میزنم..
ودر اخر خدای من ...من در حق همه دعا میکنم وخدا کند که همه هم در قبال من ..که از این امتحان ومریضی سخت سربلند بیرون بیایم...؟آمین یارب العالمین


امتیاز: 0 0
جمعه 18 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 12:14 ب.ظ
+ وحید زایری
یعنی من که گاهی مشکل عصبی و سرگیجه دارم از کم خونیمه ؟!
من تالاسمی مینور دارم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سردرد ناشی ازکم خونی وضعیتی است بعنی نشستی بلندمیشویم گیج میخوریم
اگرمیگرن یا عصبی باشد ممتداست که ناشی ازکمبود ویتامین ب است
دوشنبه 21 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 10:57 ق.ظ
+ رها
سلام و تشکر از این مطلب
به نظرم مهم تر از کم خونی ضعف اخلاق وایمان و روحیه فداکاریه. چون در غیر این صورت در کشورهای مبتلا به سوتغذیه باید همه مادرا بچه هاشونو می کشتند !!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
درهمه کشورهای دنیا زنان کم خون ومردانی که کمبود ویتامین ب دارند مشابه عمل میکنند منتهی یک تلوزیون نداریم که این چیزها را مقایسه ای واموزنده ارائه کند یا مرکز علمی که درست کارکند
دوشنبه 21 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 12:42 ب.ظ
+ مژگان امینی
واقعیت این است که مادران هم انسان هستند و مثل همه ی انسان ها بیمار روحی و جسمی می شوند.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درست است اما انتظارنقشی که ازمادراست وقابل درمان است ازدیگران نیست