X
تبلیغات
رایتل

زیتون

والتین و الزیتون(تقدیم به حبیبه ویاسمن)
پنج‌شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1391

اگرخدانخواهدبرگ ازدرخت نمی افتد

نظرات (5)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
پنج‌شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 01:16 ب.ظ
+ raha
خواست خدا

سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی میکرد که وزیری داشت.

وزیر همواره میگفت: هر اتفاقی که رخ میدهد به صلاح ماست.

روزی پادشاه برای پوست کندن میوه کارد تیزی طلب کرد اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید،وزیر که در آنجا بود گفت: نگران نباشید تمام چیزهایی که رخ میدهد در جهت خیر و صلاح شماست !

پادشاه از این سخن وزیر برآشفت و از رفتار او در برابر این اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زندانی کردن وزیر را داد...

چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شکار به نزدیکی جنگلی رفتند. پادشاه در حالی که مشغول اسب سواری بود راه را گم کرد و وارد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالی که پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سکونت قبیلهای رسیدکه مردم آن در حال تدارک مراسم قربانی برای خدایانشان بودند،
زمانی که مردم پادشاه خوش سیما را دیدند خوشحال شدند زیرا تصور کردند وی بهترین قربانی برای تقدیم به خدای آنهاست!!!

آنها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را بکشند،
اما ناگهان یکی از مردان قبیله فریاد کشید : چگونه میتوانید این مرد را برای قربانی کردن انتخاب کنید در حالی که وی بدنی ناقص دارد، به انگشت او نگاه کنید !!!
به همین دلیل وی را قربانی نکردند و آزاد شد.
پادشاه که به قصر رسید وزیر را فراخواند و گفت:اکنون فهمیدم منظور تو از اینکه میگفتی هر چه رخ میدهد به صلاح شماست چه بوده زیرا بریده شدن انگشتم موجب شد زندگیام نجات یابد اما در مورد تو چی؟ تو به زندان افتادی این امر چه خیر و صلاحی برای تو داشت؟!!
وزیر پاسخ داد: پادشاه عزیز مگر نمیبینید،اگر من به زندان نمیافتادم مانند همیشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زمانی که شما را قربانی نکردند مردم قبیله مرا برای قربانی کردن انتخاب میکردند،
بنابراین میبینید که حبس شدن نیز برای من مفید بود!!!


ایمان قوی داشته باشید و بدانید هر چه رخ میدهد خواست خداوند است




امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 03:23 ب.ظ
+ عمو علی
سلام علیکم

[بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه]
[بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه]
[بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه]
[بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه]
[بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه]
[بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه]
[بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه]
[بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه]
[بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه]
[بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه]
[بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه]
[بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه][گل][بوسه]
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 07:57 ب.ظ
+ لیلی
خیلی باحال بود
مثه همون سنگ و شیشه میمونه
امتیاز: 0 0
شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 12:19 ب.ظ
+ سویل
ممنونم داداش عزیز

ایشاللا لبتون همیشه خندون باشه
امتیاز: 0 0
شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 04:36 ب.ظ
+ طاهره
سبحان الله
امتیاز: 0 0