X
تبلیغات
رایتل

زیتون

والتین و الزیتون(تقدیم به حبیبه ویاسمن)
چهارشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1391

من حلال کردم !!

رزماری 

چند روز پیش که تاکسی نشته بودم ، برای اولین بار بود که دیدم راننده تاکسی که مرد جوانی هم بود ،‌در جواب خانمی که پول خرد برای کرایه نداشت ، گفت : مسئله ای نیست .بمونه دفعه بعد باهام حساب می کنید .دختر جوان گفت : آخه اینجوری که نمیشه .من دیگه چطور ممکنه شما رو ببینم ؟

راننده : عیبی نداره ، من این کرایه رو بخشیدم .

خلاصه از دختره اصرار و از راننده انکار .همش هم میگفت : من حلال کردم .

تو دلم گفتم آفرین ،‌ خدا پدرت رو بیامرزه .معمولاً راننده تاکسی ها که همیشه می گن : اگه قرار باشه به هرکس اینجوری ببخشم ،‌چیزی برام باقی نمی مونه.

خانمه ، پیاده شد و بلافاصله به جاش یه آقای دیگه سوار شد .اسکناسی به راننده تاکسی داد و گفت مسیرش تا کجاست .راننده تاکسی بقیه مبلغ رو خواست به مسافر جدید برگردونه که آقاهه گفت :بمونه .قابل شما رو نداره .

راننده تشکر کرد .و همین طور که داشت پول رو بر می گردوند ، دیدم دقیقاً همون مبلغی بود که از اون خانم نگرفته بود و چندین بار ازته دلش گفت من حلال کردم.

یه چند لحظه فکرم درگیرش شد .شاید که نه مطمئناً تمام زندگی ما هم همینطوره . مثل ضرب المثل قدیمی ِ (از یه دست بدی از یه دست دیگه میگیری ). فقط دیر و زود داره .اگه صبرمون زیاد باشه و به تمام زندگیمون اینجوری فکر کنیم ، دنیای اطرافمون خیلی قشنگ تر میشه .

به خودم کلی نهیب زدم .کاش بفهمم ، کاش یادم نره ، کاش خوب باشم .کاش دستم برسه و اونهایی رو که می دونم دستشون تنگه تنها نذارم .کاش غرورم زیاد نشه .

بچه ها نزدیک عید ِ .اطراف همه ما یه عده ای هستند که به کمک ما نیاز دارن.بگذاریم تو این اوضاع سخت ،‌ شادی برای همه ما باشه .یه نگاه به اطرافتون بندازین . مطمئن باشین یه قدم برای کمک به نیازمندی بردارین ، حتماً‌ نتیجه اش رو تو زندگیتون میبینین .

راههای کمک زیاده .هرکدومتون راه جدید و خبی برای کمک سرغ دارین بگین تا بقیه هم ازون راهکار شما استفاده کنن 

نظرات (5)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
چهارشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 02:14 ب.ظ
+ raha
احسان هنری نیست به امید تلافی

نیکی به کسی کن که به کار تو نیاید

(صائب)

سلام
خیلی جالب و به موقع بود همونطور که گفتید همه ما در اطرافمون هستند کسانی که تنگدست هستند میتونیم تا حد امکان دست همنوعان خود رو بگیریم آره اگه بخواهیم بی تفاوتی کنیم مسلما لذت واقعی عید رو نخواهیم چشید
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 02:55 ب.ظ
+ شب بارانی..فروغ
باد از پنجره وارد شد و دزدید مرا بارها پنجره در پنجره کوبید مرا

سرنوشت آمد و در برق نگاهم زل زد خون شدم گرم و پر از وسوسه نوشید مرا

بس که از آتش واز وسوسه گفتم ٬ دنیا عاقبت با محک عشق تو سنجید مرا

فصل باران تو طی شد دلت آرام گرفت در خودت خیره شدی آینه خندید مرا

من به جز درد وجنون هیچ نمی فهمیدم وکسی جز توی دیوانه نفهمید مرا

سنگ اگر با نفست زنده شود نیست عجیب مثل این گونه که دست تو تراشید مرا

امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 03:11 ب.ظ
+ مژگان امینی
بله من هم قبول دارم.
آن قدر دور بر مان افراد نیازمند هست که کافیه چشممان را باز کنیم.
یک نفر قرار شد هزینه ی بیمه ی خویش فرمای خانمی که نظافتچی بود را ماهیانه بدهد .این هم فکری است.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 04:01 ب.ظ
+ لیلی
سلام
اگه قضیه ی شکر نعمت رو تک تکمون تو زندگی رعایت کنیم مطمئنا برکات خدارو ب طور معجزه آسایی خواهیم دید
دعا در حق دیگران و اینکه دغدغه ی مشکلات اطرافیان رو داشتن و ب فکر بودن و انجام حتی ی کار کوچولو براشون میتونه برای همگی ما خوشبختی رو ب ارمغان بیاره...
ممنون برای این پست عیدانه
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 10:00 ب.ظ
+ بهار
عالی!
امتیاز: 0 0